حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
268
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
حقّ عزّ و علا فراموش كرده باشد » « 1 » . و ايضا : بذين اسانيد « 2 » روايتست از صادق عليه السّلم ، كه او ذكر و ياد كوفه مىكرد ، و مىفرمود كه : « عن قريب باشد كه كوفه روزكارى از مؤمنان خالى كردد ، و علم و دانش در آن نابديد شود ، چنانجه مار كه در سوراخ رود و پنهان شود ، و از وى أثر نماند ، و علم و دانش بشهرى كه آن را قم كويند ظاهر شود و روشن كردد ، و معدن اهل علم و فضل شود ، كه بر روى زمين هيچ مستضعفى و سست دينى بنماند ، تا غايت كه زنان پردهنشين در پردها بعلم امامت و ولايت عالم كردند ، و اين حكم بذيشان برسد . و اين معنى بنزديك « 3 » غيبت و نابديد شدن حجّة اللّه بود . پس حقّ سبحانه و تعالى قم را ، و اهل قم را ، قائم مقام و حجّت گرداند بر خلق او ، و اگر نه چنين بودى ، زمين و هر چه بر روى اوست به خود فرو بردى ، و خلائق را بر يكديگر حجّت بنماندى . همچنين علم و دانش از قم بديكر شهرها و ولايت فائض و منتشر كردد ،
--> ( 1 ) . اين روايت را علّامه مجلسى در « بحار الانوار : 60 / 212 » به همين سند به نقل از تاريخ قم آورده است . ( 2 ) . اسانيد : جمع اسناد و سند . يكى از شيوههاى متعارف ميان محدثين و راويان اخبار و روايات دينى آن است كه در آغاز هر روايتى سند خود را تا منبع خبر و گوينده آن سلسلهوار ياد مىكنند ، و با بررسى اين سلسله از اشخاص است كه رتبه حديث از لحاظ صحيح - حسن - موثّق - ضعيف - مرسل - مسند و جز اينها معلوم مىگردد . در برخى موارد كه نويسنده كتاب يا جمعكننده احاديث هنگامى كه تعدادى روايت را با سند يكسانى روايت مىكند ، خود را بىنياز از تكرار آن سند يكسان كه در آغاز نخستين حديث آمده است در بقيه مىبيند ، از اين رو در آغاز ديگر احاديث مىگويد : به همان سند يا اسناد . ( 3 ) . در نقل مجلسى در « بحار الانوار : 60 / 213 » آمده است : ( عند ظهور قائمنا ) ، يعنى در هنگام آشكارشدن و ظاهر شدن قائم ما ، از اين رو آنچه در متن به عنوان ترجمه اين بخش آمده است كه ( و اين معنى بنزديك غيبت . . . ) نادرست مىباشد .